نوروز

نوروز، روز نو، زندگی از نو،  شادزیستی، مهر و مهرورزی، پاکی و بخشش، یادگار جمشید شاه،  شاه ایرانزمین،  که در رژفای فرهنگ ایرانزمین در درازای هزاره ها ملت بزرگ ایران را به پیش برده و چراغ راهیست برای آینده.

نوروز جشن است باستانی که در فلات ایران و سرتاسر فرهنگ ایرانشهری همه ساله در نخستین روز فروردین ماه (بهار) برگزار میگردد.

گذشته نوروز را به جمشید شاه نسبت میدهند.

جمشید یکی از پادشاهان اسطوره ای ایران زمین  است، نام او در اوستا «یم Yima» و متون پهلوی آمده است. در شاهنامه جمشید فرزند طهمورث و شاهی فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبینی فر ایزدی از او دور میشود.

جمشید دوران تابندگی و درخشش زندگی آریاییان بوده است. بنا به نوشته های اوستا جمشید پادشاهی بود که آریاییان را پس از یخبندانی بزرگ از سرزمینهای سرد به بیرون میبرد و بسوی ایرانویچ رهمنون میسازد.

گوشه ای از گزارش اوستا دراینباره:

«اهورامزدا با جمشید هشدار می‌دهد که مردمانش گرفتار سه زمستان و یخ بندان هراس انگیز خواهند شد که در پی آن همگی زیوندگان از مردمان و جانوران و گیاهان نابود خواهند گشت. به راهنمایی اهورامزدا و برای چاره اندیشی در برابرچنین تبهکاری مرگباری، جم پناهگاهی ساخت که آن را ورجم کرد گویند و تخمهٔ گونه‌های جانوران و گیاهان و بهین مردمان را به آن جا برد و به دور از سرما و گزند آن نگاه داشت تا پس از به پایان رسیدن آن سرد زمستان‌های مهیب، که در پایان هزارهٔ اوشیدر پیش می‌آید و در پی گزند رسانی‌های دیو ملکوس مردم و جانوران مفید نابود می‌شوند، درهای این پناهگاه را بگشاید و دوباره جهان آبادان و آکنده از به گزیدهٔ زیوندگان نژاده و نیک تبار گردد.

پس جمشید چنان کرد و زمستان سخت فرا رسید، سی سد سال مردم به جم لابه می‌کردند که مردم و جانوران افزون شده‌اند و در ور جای نمی‌گیرند. پس جمشید از کوه ور بالا رفته و با گفتن واژهٔ سپندارمذ سه بار چوبدستش را بر زمین کوبید و با زمین چنین گفت که : فراز رو و فراخ شو، پس زمین در سه پستا (نوبت) فراخ شد.

پس از پایان سرما و یخ بندان، و با بازگشت زیوندگان از ورجم کرد به زمین زندگی دوباره بر زمین رونق گرفت و جهان از مردمان نیکو سرشت پر شد. کشت زارها سبز شدند و سرشار از گیاهانی شفا بخش که دشمن بیماری‌ها هستند و آن‌ها را از بین می‌برند. دیگر نه بیماری مرگ بار بود و نه تباهی و سیاه کاری. مرگ تنها در پی پیری روی می‌نمود یا کشته شدن. و به این گونه بزرگ‌ترین و کاراترین سلاح اهریمن که مرگ است ناتوان شد و نیروی خود را از دست داد.»

با نابودی اهریمن وی بار دیگر شادمانی و خرمی و خیر و برکت را به مردم ارزانی داشته و هر درختی که خشک شده بود سبز شد و مردم آن روز را «نوروز» یا «روز نوین» خواندند و همگی به فرخندگی چنین روزی در تشتی جو کاشتند و این رسم برای ایرانیان جاودانه شد.

همه ساله بخت تو پیروز باد

همه روزگار تو نوروز باد

فردوسی

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت.

سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

جشن نوروز دست كم یك یا دو هفته ادامه دارد. ابوریحان بیرونی مدت برگزاری جشن نوروز را پس از جمشید یك ماه می نویسد: چون جم درگذشت پادشاهان همه روزهای این ماه را عید گرفتند.

عیدها را شش بخش نمودند:

پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، پنج روز دوم را به اشراف، پنج روز سوم را به خادمان و كاركنان پادشاهی، پنج روز چهارم را به ندیمان و درباریان ، پنج روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزگران. ولی برگزاری مراسم نوروزی امروز، دست كم از پنجه و «چهارشنبه آخر سال» آغاز می شود و در «سیزده بدر» پایان می پذیرد. ازآداب و رسوم كهن پیش از نوروز باید از پنجه، چهارشنبه سوری و خانه تكانی یاد كرد.

پنجه 

بنابر سالنمای كهن ایران هر یك از ۱۲ ماه سال ۳۰ روز است و پنج روز باقیمانده سال را پنجه، پنجك، یا خمسه مسترقه، گویند. این پنج روز را خمسه مسترقه نامند از آن جهت كه در هیچ یك از ماه ها حساب نمی شود. مراسم پنجه تا سال ۱۳۰۴ ، كه تقویم رسمی شش ماه اول سال را سی و یك روز قرارداد، برگزار می شد.

میر نوروزی

از جمله آیین های این جشن ۵ روزه، كه در شمار روزهای سال و ماه و كار نبود، برای شوخی و سرگرمی حاكم و امیری انتخاب می كردند كه رفتار و دستورهایش خنده آور بود و در پایان جشن از ترس آزار مردمان فرار می كرد. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت. و هم اوست كه حافظ به عنوان « میرنوروزی» دوران حكومتش را « بیش از ۵ روز» نمی داند.

از برگزاری رسم میر نوروزی، تا لااقل ۷۰ سال پیش آگاهی داریم. بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین، با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب «میر نوروزی» و «حاكم پنج روزه » است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: «حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه».

یکی از ویژه گیهای نوروز آیین و مراسمی هست که هر کدام نماینگر ریشه های هویتی ما ایرانیان است. یکی از انها سفره هفت سین میباشد که به مانند دیگر جشنهای ملی برای انجام و چیدن ان شور و شوق زیادی را در بین خانواده ایجاد کرده و تلاش در بهترین و زیبا ترین نوع چیدن این سفره باستانی را در درون ما پدید میاورد.

هفت سینهای مختلفی با نظرهای مختلفی که در مناطق مختلف چیده میشود وجود دارد، اما میتوان دقیق ترین انها را سفره هفت سینی دانست که زرتشتیان پهن میکنند. نگاهی داشته باشیم به تزئینات این سفره زیبا، هفت سین  که در واقع نامش خوان نوروزی میباشد:

خوان نوروزی (سفره هفت سین) باید سفید باشد چرا که نشانه پاکی و سفید بختی و روشنایی است و نیز نشانه جهان بی پایان است که بارگاه یزدان در آن است. در سفره و یا همان خوان نوروزی مواد و چیدنی‌هایی گذاشته می‌شود که هرکدام نشانه و نمادی از سلامتی، ‌رزق و روزی، زایش، ‌برکت و است.

سبزه
شاید زیباترین ویژگی سفره هفت سین را می‌توان به وجود سبزه آن دانست، به این دلیل که سبزه با رنگ و طراوت خود دل‌ها را شادمان می‌سازد و با نگریستن به آن طلوع سال جدید را زیباتر می‌کند. در ایران باستان رسم بر این بود که بیست و پنج روز قبل از نوروز در کاخ پادشاهان دوازده ستون از خشت خام برپا می‌ساختند و بر هرکدام یک نوع غله می‌کاشتند و معتقد بودند اگر سبزه‌ها خوب بروید سال پر برکتی است. در ایران باستان دانه‌های گندم، جو، برنج، لوبیا، عدس، ارزن، باقلا، نخود و کنجد را بر این ستون‌های خشتی می‌کاشتند و روز ششم فروردین آنها را برمی‌چیدند و به نشان برکت و باروری در تالارها پخش می‌کردند و معمولا سه قاب از سبزه به نماد اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک بر خوان می‌گذاشتند و اغلب کنار آنها گندم، جو و ارزن که نقش مهمی در خوراک مردم داشتند سبز می‌کردند تا سبب فراوانی این دانه‌ها در سال جدید گردد. امروزه نیز آن چیزی که وجودش بر سر سفره هفت سین ضرورت دارد، سبزه است. زرتشتیان رویش سبزه را در نوروز نشان تازه شدن زندگی و فصل رویش دانه‌ها که خود برکت زندگی محسوب می‌شود، می‌دانند.
آتشدان (مجمر)
بر سر سفره هفت سین زرتشتیان وجود آتشدان، نماد اردی بهشت امشاسپند، اهمیت خاصی دارد. آتش این مجمر از آتش مقدس مایه می‌گیرد معمولا در کنار آتشدان دانه‌های اسفند کندر اشتره و نیز چوب‌های خوشبو چون عود و صندل وجود دارد. روشنایی تجلی اهورا مزدا است و نماد درستی و نیک اندیشی و راستی بنابراین باید بر سر سفره هفت سین باشد. در ایران باستان در دو سوی آتشدان شمعدان‌های گران‌بها یا چراغ می‌نهادند و آنها را می‌افروختند و این نشانی از دنیای پرفروغ بی‌پایان بود که اهریمن بدانجا راه ندارد.
کتاب مقدس
یکی دیگر از چیدنی‌های خوان نوروزی وجود کتاب مقدس به عنوان نماد اهورا مزدا است. در دوران ساسانیان کتاب اوستا را برخوان می‌گذاشتند و قبل از فرا رسیدن سال قسمتی از آن را که معمولا “فروردین یشت” است، می‌خواندند و از فروهرهای شاهان، پاکان، ‌پارسایان، دلاوران و شهسواران که در “فروردین یشت” نام آن‌ها آمده، یاد می‌کردند.
امروز بر سر سفره نوروزی بیشتر از دیوان حافظ و شاهنامه فردوسی استفاده میکنند.
کوزه آب
در گذشته کوزه آب که توسط دختران نابالغ از چشمه‌ها پر می‌شد با زینتی از گردنبندها بر سر خوان نوروزی نهاده می‌شد. امروزه کوزه سفالی را پر از آب می‌کنند و به جای جواهرات با سبزه و روبان تزیین می‌کنند و همراه با تاس مسین پر از آب و برگ‌های آویشن در حالی که یک عدد انار سرخ هم در آن نهاده‌اند، بر سفره می‌گذارند.
نان
نان که نمادی از برکت است، چه در گذشته و چه در حال بر سر سفره نوروزی می‌گذاشتند و اکنون نیز یا نان سنگک بزرگی می‌پزند و برای برکت سفره بر آن می‌گذارند یا اینکه نان را به صورت کماج شیرین درآورده بر خوان نوروزی می‌نهند. در زمان ساسانیان گرده نان‌هایی به اندازه یک کف دست یا اندکی کوچکتر می‌پختند که به آنها “درون” می‌گفتند و گاهی بر آن نوعی نیایش می‌خواندند و بدین ترتیب نان‌های نوروزی را برکت می‌بخشیدند. امروزه زرتشتیان علاوه بر نان معمولی نان‌های دیگری مانند کماج، نان شیر و چند نوع شیرینی خانگی که بیشتر جنبه تشریفاتی دارد، می‌گذارند. بر سر سفره هفت سین یزدی‌ها شیرینی‌های معروف یزدی هم به چشم می‌خورد که معمولا در دیس‌های بزرگ به طرز زیبایی چیده می‌شود و در اعیاد و جشن‌ها و به ویژه عید نوروز مصرف فراوان دارد.
تخم مرغ
تخم مرغ بن مایه خوان نوروزی است و به صورت رنگ کرده می‌بایست بر سر سفره هفت سین جلوه نمایی کند، زیرا که تخم و تخمه نمادی است از نطفه و نژاد و در روز جشن تولد آدمیان که تخمه و نطفه پدیدار می‌گردد. تخم مرغ تمثیلی است از نطفه باروری که به زودی باید جان بگیرد و زندگی یابد و زایش کیهانی انجام پذیرد. پوست آن هم نمادی است از آسمان و طاق کیهان است.
آیینه
به اعتقاد زرتشتی‌ها چون آخرین ماه سال زمان تولد آدم ابوالبشر است، بنابراین باید نمادی از آن در خوان نوروزی باشد تا شکل پذیری آسان شود. از این رو آیینه‌ای در بالای خوان نهاده می‌شود و در اطراف آن شمع یا چراغی می‌گذارند. اغلب تعداد شمع‌ها با تعداد فرزندان خانواده ارتباط دارد و نیز آیینه‌ای دیگر در زیر تخم مرغ گذاشته می‌شود تا انعکاس وجود آدمی در آیینه دیده شود و نیز آیینه زیر تخم مرغ هم نمایانگر تحویل سال است. وقتی که گاو آسمانی، کره زمین را از شاخی به شاخ دیگر می‌افکند در آن زمان تخم مرغ بر روی آیینه خواهد جنبید. در جلوی آیینه هم مشتی گندم به نشانه روزی فراخ می‌پاشند.
 سمنو
سمنو که از جوانه‌های تازه رسیده گندم تهیه می‌شود، نماد فراوانی خوراک و غذاهای خوب و پر نیرو است و نیز نمادی برای زایش گیاهی و بارور شدن گیاهان توسط فروهرهاست.
سنجد
سنجد که عطر برگ و شکوفه‌های آن محرک عشق و مهر است و از مقدمات اصلی زایندگی به شمار می‌آید، باید بر سر خوان نوروزی نمایان باشد. وجود سنجد در سفره نوروزی انگیزه زایش کیهانی است. گاه زرتشتیان دانه‌های سنجد را با آویشن در هم می‌آمیزند و همراه با نقل و سکه بر سر سفره نوروزی می‌گذارند.
سیر
نماد میکروب زدایی و پاکیزگی محیط زیست و سلامت بدن و نیز زدودن چشم زخم است که باید حتما بر سر سفره نهاده شود. به اعتقاد زرتشتیان بوی سیر دیوان را می‌گریزاند. زرتشتیان سیر را با تکه‌های نان که در آن ترید کرده‌اند، در مراسم پرسه با سداب به کار می‌برند و بر سر سفره نیایش می‌گذارند.
پوست سیر را هرگز در جایی نمی‌گذارند زیرا معتقدند از سحر هم بدتر است؛ به همین جهت برای کندن پوست آن ابتدا سیر را در آب می‌خیسانند و بعد پوستش را می‌کنند. هم چنین معتقدند اگر پوست سیر را با پیاز گلپر و اسفند در خانه بسوزانند، به خصوص در صبح روز پنجشنبه، بویش، خانه را پاک می‌کند.
 سرکه
همانند سیر نمایانگر پاکی محیط، زدودن آلودگی و باطل کردن سحر و جادو است.
سماق
سماق نماد عشق، مهر و پیوند دلها است که بر سر سفره هفت سین نهاده می‌شود.
سپند(اسفند)
اسفند نیز نشانه‌ای است از دفع چشم زخم که در زمان‌های کهن مقدس بوده است و در مراسم نیایشی به کار می‌رفته است. امروزه نیز ار آن برای دفع چشم زخم و به نیت درود فرستادن برای عزیزان از دست رفته و همچنین ضد عفونی کردن محیط استفاده می‌شود. زرتشتیان اسفند را در خوانچه مخصوصی می‌نهند چرا که نشانه همه امشاسپندان و مقدسان است. اسفند همراه با کندر و دیگر خوشبوهای مخصوص آتش همیشه در خانه زرتشتیان وجود دارد و روزی 2 تا 3 بار آن‌ها را برآتش می‌ریزند به خصوص در مراسم سوگواری و شادی اسفند دود کردن امری رایج است.
سکه
پول زرد و سفید در خوان نوروزی نمادی است از شهریور امشاسپند که موکل است بر فلزات و بودن آن بر سر خوان که موجب برکت و سرشاری کیسه است. بر سر خوان نوروزی زرتشتیان و گاه غیر زرتشتیان چیدنی‌های دیگر هم نهاده می‌شود. شیرینی و نقل که نماد شیرین کامی است؛‌ گلابدان پر از گلاب و همچنین سبزی خوردن، ‌پنیر و کاهو که طراوت و نیز زیبایی سفره را دو چندان می‌کند. در برخی از سفره‌ها آرد هم وجود دارد که آن هم نمادی است از برکت نوروزی اما دو چیز مهم دیگر بر سر سفره هفت سین نمادین است؛ یکی انار و دیگری تنگ ماهی.
انار
انار از مقدس‌ترین درختان است که تقدسش را همچنان تا به امروز حفظ کرده است. درخت انار به سبب رنگ سبز تند برگ‌هایش و نیز به جهت رنگ و شکل غنچه و گل مانندش، همانند آتشدان است و همیشه مقدس بوده است. پردانگی انار نماینده برکت و باروری و رزق فراوان است و نمادی است از باروری ناهید. زرتشتیان معمولا در تاس مس (ظرفی مسی که دارای شکلی خاص می باشد)؛ پر از آب یک عدد انار هم می‌گذارند با این باور که این میوه پردانه در سال جدید برکت و رزق فراوان برای خانواده به همراه داشته باشد، به ویژه انارهای خوش آب و رنگ و آبدار شهر کویری یزد که اکثرا برای استفاده در سفره‌های هفت سین در پوششی از کاه در گودال‌های زمینی نگه داری می‌شود تا در سال نو به زیبایی سفره هفت سین بیفزاید.
ماهی
یکی دیگر از زینت دهندگان سفره هفت سین، ماهی است. اسفند ماه در برج حوت است و حوت یعنی ماهی. در هنگام نوروز برج حوت به برج حمل تحویل می‌گردد و از این رو نمادی از آخرین ماه سال در خوان نوروزی گذاشته می‌شود. علاوه بر آن ماهی یکی از نمادهای آناهیتا فرشته آب و باروری است که وظیفه اصلی نوروز را که باروری است بر عهده دارد. خوردن سبزی پلو با ماهی نیز در شب عید از این روست و ظرف پر از آب با چند ماهی قرمز نمادیست از روزی حلال.
گل بیدمشک
گل بیدمشک نمادی است از اسپندارمذامشاسپند و گل نیز ویژه اسفند ماه است. به خصوص گل بید‌مشک که از عطر خاصی نیز برخوردار است و در معطر ساختن فضای خانه نقش بسزایی دارد.
نارنج
نمادی است از گوی زمین و هنگامیکه در ظرف آبی نهاده شده باشد، نمادی است از گوی زمین در کیهان و گردش آن بر روی آب؛ نمودار گذشتن برج‌های دوازده گانه و تحویل سال است. علاوه بر این‌ها بر سر سفره زرتشتیان کاسه‌ای پر از پالوده خانگی و نیز کاسه‌ای از خشکبار ترش مزه مانند برگه شفتالو، ‌برگه زردآلو، ‌آلبالو و آلوچه را که قبلا در آب خیسانده‌اند، نیز می‌گذارند و نیز مقداری پسته، ‌فندق، بادام زمینی و تخمه را که قبلا خندان کرده و بو داده‌اند، داخل کیسه‌ای به نام دولک می‌ریزند و به عنوان آجیل نوروزی بر سر سفره می‌نهند. علاوه بر آن بر سر سفره هفت سین گل‌های زیبا و خوشبویی چون گل نرگس،‌ گل سنبل و گل شب بو که نوید بخش بهار هستند، دیده می‌شود. زمانیکه سفره چیده شد همه اهل خانه حمام رفته و لباس نو پوشیده، گرد سفره هفت سین می‌نشینند و چند دقیقه مانده به تحویل سال همگی با خواندن سرودهایی، خداوند را سپاس و نیایش می‌کنند.
سال که تحویل شد جملگی با شادی وصف ناپذیری سال جدید را شاد باش گفته، روبوسی می‌کنند. بانوی خانه آینه و گلاب پاش را از سر سفره برداشته و گلاب را در دست هر کدام می ریزد و همزمان آیینه را رو به روی چهره آن‌ها می‌گیرد تا روی خود را ببیند. این کار از سالخورده‌ترین فرد خانواده شروع می‌شود.
آن گاه همگی به وسیله نقل خوشمزه و نیز سایر شیرینی‌ها پذیرایی شده، دهانشان را شیرین می‌کنند. سپس پدر خانواده به همه اعضای خانواده عیدی می‌دهد و بعد از آن مقداری از غذاهای درون سفره با شادی صرف می‌شود.
 

برخی میگویند که هفت سین، نماد هفت امشاسپند است که میتواند با کلیک در  اینجا  آنها را بهتر بشناسید.

امشاسپندان یا اَمِشَه سپَنتَه جمع امشاسپند است که امشاسفند، اموسپند و امهوسپند نیز گفته‌اند. امشاسپندان از صفات پاک اهورامزدا هستند. این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی‌مرگ یا نامیرایان فزونی‌بخش است که از دو جز اَمِشَه به معنی جاودانی و بی‌مرگ و سپنته به معنی پاک و مقدس و فزونی‌بخش تشکیل شده‌است. در زبان اوستایی نام آنها بصورت امِشَه سپِنتَه آمده است. متون پهلوی نام آنها را امشاسپندان ثبت کرده‌ است. واژه اهورامزدا اوستایی و یکی از نام‌های خداوند است. این واژه از دو بخش تشکیل شده است.اهورابه معنی هستی بخش و دارنده هستی است. مزداخود از دو واژه “مز” به معنی بزرگ و “دا” به معنی دانا و دانش است پس واژه مزدا نیز به معنی دانش بزرگ است و وظیفه هر انسانی است که این دانش بزرگ را در یابد و به ان برسد. در نتیجه واژه اهورامزدا به معنی دانای بزرگ هستی بخش است. این کلمه در متن‌های پهلوی به اُهرمَزد و هُرمُزد و در فارسی اورمَزد، هُرمزد و هُرمُز مبدل شده است.

درهنگامه سال نو بر مبنای شرایط دینی و آیین هر شخص و یا خانواده ای نیایشی نوروزی میخواند و از آفریننده خود سپاسگزاری بجا میاورد. جنبش رنسانس ایرانی، فرزندان فرودسی نیایش ایرانی هنگامه سال نو را به هم میهنان و ایرانیان ایرانشهری در زیر پیش کش میکند. این نیایش نوشته مهربانو هما ارژنگی میباشد.

ای واژگون سازنده دل‌ها و دیده‌ها

ای گرداننده روزها و شب‌ها

ای دیگر سازنده بودن‌ها و توانایی‌ها

دیگرگون ساز بودنمان را به بهاری بودن‌ها

……….

الا ای اهورای با فر و جاه / به فرمان تو تابشِ هور و ماه

در این روز نو از مه فرودین / به آیین جمشید فرخنده دین

بگردان دل و دیده‌ام از گناه / بیاموزم از نو دگرگونه راه

روان مرا از غم آزاد کن / بهین روزی‌ام بخش و دلشاد کن

هما ارژنگی

:نماهنگ نیاش نوروزی

آیینهای نوروزی در مناطق مختلف ایران هر کدام زیبایی خود را دارند که همه انها در فرهنگ ایرانی و در کنارهم دارای فلسفه و زیباییهای خاص خود میباشند. در زیر به بخشی از مردمی ترین آنها اشاره میکنیم:

نوروزی خوانی در گیلان:
يكي از آيين هاي كهن استقبال از بهار در گيلان(نوروزی) یا «نوروزی خوانی» مي باشد. نوروزخوانی از آیین‌های قبل از آمدن نوروز است . با آغاز اسفند گروه نوروزخوانان قاصد بهاربوده و ترانه‌هایی زمزمه مي كنند که آمدن آفتاب و بهار را نوید می‌دهد. طنین صدای آنان بشارت ‌دهنده رویش سبزه و شکوفایی گلها بوده و پیام آور دوستی ، تولد دوباره و تشدید مهربانی هستند.. در گیلان نخستین‌بار در یکصدوسی‌و پنج‌سال پیش توسط الکساندر خوتسکو Alexander Choodzko ایرانشناس روسی مطالبي در اين خصوص گرد‌آوری شده است .خوتسکو که مدت یازده سال در ایران و از جمله در استانهای شمالی ایران اقامت داشت، مطالعات ارزنده اي در زمینه‌های زبانشناسی ایران و بخصوص گویشهای گیلکی، طالشی و مازندرانی انجام داد. حاصل این تحقیقات کتابی است پر حجم تحت عنوان : Specimens of the Popular Poetry of Persia
این کتاب شامل اطلاعات کلی درباره‌ی مناطق شمالی ایران و مردم آن مرز و بوم و حوزه‌ی رواج گیلکی و مباحث عمومی پیرامون لهجه‌های سواحل جنوبی دریای خزر و متن اشعار محلی و داستانهایی به این گویشهاست.
نمونه‌هایی از اشعار نوروزخوانان به جا مانده است که معمولا به سه زبان گیلکی، تالشی، و فارسی خوانده مي شد .در مناطق تالش ‌نشین غرب گیلان نوروزخوانان از محدوده خود خارج نمی‌شدند. بداهه خوانی از ویژگیهای نوروز خوانی در گیلان بود و نوروز خوانان واقعی معمولا از افراد خوش‌نشین آبادیها بودند که در نزد مردم از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بودند.
پیشینه این گونه آواز مربوط به دوران قبل از اسلام می‌باشد که در بعضی از کتب نزدیک به دین زرتشتي و در ستایش اهورامزداو همچنین در توصیف طبیعت و زیبایی فصل بهار و ستایش شاهان و امیران آمده است. بعد از ورود اسلام و مذهب شيعه این گونه آواز با مفاهیم مذهبی و روایات اسلامی آمیخته شدند.
در نوروز خوانی افرادی که به آنها نوروز خوان گفته می‌شده است پیش از آغاز فصل بهار به صورت دوره‌گردی به شهرها و روستاهای مختلف می‌رفتند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه می‌خواندند. این اشعار به زبان فارسی و یا زبان‌های محلی بوده است و پس از اسلام اغلب پس از ستایش خدا در مدح امامان شيعه گفته می‌شده است. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع بند بوده و توسط یک یا چند شخص همزمان خوانده می‌شده است.
در نوروزخواني، كه ترجيعش با باد بهاران آمده آغاز مي شود، سطرهايي در ستايش يا نكوهش «صاحبخانه » مي سرايند و گاه مقداري پول برنج، چاي يا تخم مرغي را كه مي خواهند در شعر قيد مي كنند و چنين مي خوانند:
«بخوانم من امام اولين را شه كشور اميرالمؤمنين را
وصي جانشين يعني علي را به ياسين و الف لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز امام دومين هم دسته ي گل
شفاعت مي كند او بر سر پل اما سومين شاه جهان است
بود نامش حسين شاه يگانه و . . . . »
آنها اين اشعار را تا امام دوازدهم تكرار مي كنند.
«امام دوازدهم مهديش نام است تمامي كل عالم را امام است
بدانيد حضرت صاحب الزمان است به ياسين و الف و لام و به فيروز
دهيد مژده كه آمد عيد نوروز خدايا صاحبخانه را خوشحال گردان
جوانان را داماد گردان عروسش صاحب اولاد گردان
به ياسين و الف و لام و فيروز دهيد مژده كه آمد عيد نوروز
هوا سرد است و بگرفته صدايم كه چند تا تخم مرغ باشد دوايم
ايا همشيره ي فرخ لقايم بكش زحمت بيار عيدي برايم….

آداب و رسوم ایل بختیاری در جشن نوروز

زنان و دختران دست ها، ناخن و موها را با حنا می آرایند ، و با اعتقاد به اینکه شیر شب مانده خوبیت ندارد، تبدیل به ماستش می کنند و معتقداند که خیر و برکت به همراه خواهد داشت.

هفته آخر سال و یا به عبارتی یکی دو روز مانده به تحویل سال و بر طبق آیین بختیاری، با پختن الفه ( حلوا، شیربرنج و … ) و تقسیم آن بین اقوام و همسایه ها و یاد کردن درگذشتگان، به استقبال سال جدید میروند.

 قبل از تحویل سال لامپ‌ها و اجاق را روشن نگه می دارند و با اعتقاد به رنگ سبز بعنوان سرزندگی و نشاط، غذاهای سنتی به رنگ سبز طبخ می کنند: پلو باقالی، سبزی پلو با ماهی، قورمه سبزی و کو کو سبزی مرسوم تر می باشند.

آداب و رسوم مردم قزوین در جشن نوروز

مردم استان قزوين مانند مردم ديگر مناطق ايران، از اوايل اسفندماه خود را براى برگزارى مراسم سال نو آماده مى‌کنند. آنها همراه خانه‌تکانى و نظافت، به خانه‌تکانى دل‌هاى خود مى‌پردازند. در روز عيد با چيدن سفره‌هاى رنگين، پذيراى ميهمانان خود مى‌شوند. آنها در سفره‌هاى پارچه‌اى قلمکار و ظروف رنگارنگ بلوري، انواع شيرينى‌هاى خانگي، انجير، آلبالوى خيس شده، نخود، کشمش و نقل و نوعى توت که با خمير پودر پسته و بادام درست مى‌کنند، مى‌چينند و به ميهمانان تخم‌مرغ رنگ شده (با پوست پياز) عيدى مى‌دهند.
امروزه از روز اول عيد، ديد و بازديدهاى خانوادگى آغاز مى‌شود و تا قبل از سيزده‌به‌در پايان مى‌گيرد.
نوروزى‌خوانى
نوروزى خوانى يکى از مراسم مربوط به روزهاى پايانى سال است و جزئى از مراسم استقبال نوروز به‌شمار مى‌رود. نوروزى‌خوان‌ها بيشتر از اهالى روستاهاى منطقه ‘الموت’ و ‘طالقان’ هستند؛ آنها در دسته‌هاى دو تا چهار نفره، در کوچه و خيابان به‌راه مى‌افتند و با خواندن اشعار کوتاه و بلند، طليعه سال نو را به مردم مژده مى‌دهند و بيت يا دو بيت ديگر را، دو نفر ديگر پاسخ مى‌دهند. ساکنان منازل با شنيدن صداى نوروزى‌خوان‌ها، به استقبال آنها رفته و با دادن پول و شيرينى از آنها پذيرائى مى‌کنند.

آیین کوسه گلدی
یکی از ایل های کرد در کشورمان «کوسه» نام دارد، که در مناطق مختلف کردستان کوسه یا «کوسه وه وی» (Kosewewi) (کوسه گردی، کوسه برنشین) در دو زمان از سال برگزار می شود. کوسه فردی از اهالی روستاست(معمولا شبان روستا) که در هنگام نوروز با قیافه و هیبتی غیرعادی و مضحک در حالی که لباس های زیادی را روی هم پوشیده و پالتوی بلندی به تن کرده است با گذاشتن شاخ هایی از چوب یا داس و ریشی از پنبه یا پشم و سبیل درازی از موی بز به میان مردم می آید.
برای اجرای این مراسم، نقش زن کوسه را نیز یکی دیگر از جوانان روستا برعهده گرفته که او نیز لباس زنانه کردی پوشیده و سرخاب سفیداب می مالد. کوسه و زنش همراه جمع جوانان در داخل روستا شروع به گشتزنی می کنند و به شوخی و گاه جدی با هم به مناظره می پردازند و با نکته پردازی مضحک و حرکات خنده دار موجب شادی و خنده مردم می شوند. کوسه به هر خانه ای که وارد می شود، اهالی آن خانه به استقبالش می روند و به مناسبت نوروز خشکبار و گاهی روغن و کره و تخم مرغ به او هدیه می دهند.

آیین «آیینه تاودانی»
این آیین یکی از مراسم پیشواز نوروز در غرب گیلان و شهرستان رشت است. شکل آن به این صورت است که با آغاز نوروز چند نفر از نوجوانان در پی تهیه آیینه، گل بنفشه، پامچال و شاخه های کوتاه و شمشاد برآمده و آیینه ای را که دورو و مستطیل شکل است با این گل ها به گونه ای مزین می سازند، سپس آن را به ریسمان بلند وصل کرده و شب بعد از خوردن شام به خانه هم محلی ها می روند.
خانه های روستایی معمولا با پایه های چوبی محصور است، از این نظر رفت و آمد در آنجا به سهولت امکان پذیر می شود. از آنجا که وسایل گرمازا هیزم بوده، صاحبان خانه ها برای بیرون رفتن دود، در اتاق را نیم باز می گذاشتند. این امر برای نوجوانان و پیام آوران نوروز خوشحال کننده بود، چون براحتی می توانستند آیینه و دسته گل را به داخل اتاق بیندازند، اما اگر در اتاق خانه ای بسته می شد ، خیلی آرام در را باز می کردند تا کسی از اعضای خانه متوجه حضور آنان نشود. معمولا سعی می شده دسته گل، سبزه و آیینه را به وسط اتاق بیندازند و در پشت در مخفی شوند. زن خانه نیز که در حال پختن حلوا و شیرینی نوروزی بود، آیینه را برداشته و بعد از نگاه به آن به صاحب آیینه سکه یا تخم اردک یا مقداری حلوا هدیه می داد.

“تکم چی” ها
این یکی از ائین های کهن در آذربایجان غربی است.
نوروز در فرهنگ مردم آئین خجسته‌ای بوده که ایرانیان را در هر نسلی، آئینی، مذهبی و از هر قومیتی، خارج از محدوده‌زمان و مکان به هم پیوند زده و با برگزاری مراسم ویژه این آئین، سنت‌ها و آداب رسوم کهن مردم منطقه احیا و نسل به نسل تداوم می‌یابد.
مردم آذربایجان غربی در گذشته آیین‌های زیادی برای استقبال از نوروز کهن داشتند که امروز برخی از آنها از حافظه مردم این سامان پاک شده‌اند و برخی نیز در آستانه فراموشی قرار گرفته‌اند.
از جمله رسم‌های زیبای ایام نوروز که در آذربایجان غربی به فراموشی سپرده شده، رسم “تکم چی” ها نام دارد. چند روزی مانده به عید، تکم چی به طور نمادین، تکم، بز ساخته شده از قطعات چوب را در کوچه‌های روستاها و شهرها می‌چرخاند و در حالی که اشعاری به زبان ترکی و با صدای دلنشین می خواند نوید آمدن عید را می داد و پاداش خود را از مردم می گرفت.
غوغا و ولوله کودکان و نوجوانان در پیرامون تکم چی ها جنب و جوش خاصی به این آیین می‌داد. صدای نوروز و نجوای آمدنش را به نوعی می‌توان از تکاپو و شور و شوق زنان برای تر و تمیز کردن خانه و خریدهای نوروزی استشمام کرد.

عروس گوله
نمایش عروس گوله یکی از آیین های استقبال از نوروز است. آروس یا اوروس به معنای الهه زیبایی است که به عربی رفته و الف به عین تبدیل شده و دوباره با شکل جدید به زبان فارسی بازگشته است. زمان اجرای این نمایش آیینی از نیمه دوم اسفند آغاز می شود و تا فرارسیدن نوروز ادامه دارد. عروس گوله معمولا در تمام نقاط گیلان و برخی مناطق مازندران با تفاوت هایی اندک اجرا می شود.
این آیین بازمانده ای از اعمال نیایش کشاورزی است. در نمایش آیینی عروس گوله تعدادی از آدم ها در نقش های مختلف از جمله سرخون(خواننده) کاس خانم، ناز خانم، پیر بابا، غول، دایره زن و ساززن.. خانه به خانه آبادی می روند و در حالی که گروهی از مردم آنها را همراهی می کنند شعر عروس گوله را در استقبال از نوروز می خوانند و مردم را شاد می کنند، نمایش عروس گوله با شیرین کاری های کاس خانم و ناز خانم آغاز می شود و برای تصاحب این دو عروس نبردی بین پیرمرد و غول آغاز می شود. سرنانواز نیز با یک خواننده افراد را همراهی می کنند.

برخی رسوم نوروزی در سیستان
روز « عَلَفه »
بی بی نوروز
نان سال

در سیستان روز پيش از عيد را روز علفه مي گويند (به دليل چسبانيدن دسته اي جو خوشه نداده بر سر در اتاق ها به اين نام معروف است)
شب قبل از عيد مردان و زنان حنابندان دارند و صبح روز علفه حناهایشان مي شويند.
روز علفه كمتر خانه اي است كه بوي كلوچه ندهد، در اين روز همه چيز بوي تازگي مي دهد و زمان جوان مي شود.
روز علفه در سيستان روز گرامي داشتن بي بي نوروز است.
به باور مردم اين منطقه، در اين روز بي بي به همه خانه ها سرك مي كشد تا ببيند براي استقبال از او چه كرده اند؟
وقتي در شب هاي عيد و روزهاي قبل از آن باران ببارد، حتي يك نم نم، مي گويند بي بي نوروز سرش را مي شويد.
همچنين اين باران نشانه اي است از وضعيت مالي خوب، كمي اندوه و گرفتاري براي مردم، چون بي بي مردمش را بسيار دوست مي دارد.
مردم سيستان سعي مي كنند صبح عيد به سياهي نظر نكنند و نگاه كردن به سبزه و صورت كودك خوشرو را مبارك با ميمنت مي دانند
و معتقدند سبزه در اين روز نور چشم را زياد مي كند.

سفره عيد شكل مخصوص به خود را دارد.
در شهر تقريبا همان هفت سين است، اما در روستا عبارت است از: نان سال كه جزء جدا نشدني سفره عيد است، قَتلَمَ(نوعی نان روغنی محلی)، تَجگي (سمنو)، يك آيينه كه روي آن يك تخم مرغ خام مي گذارند و كلوچه.

مـردم سيستان معتقد بودند كه در صبح روز عيد، بي بي نوروز به تمامي خانه ها سر زده و سفره را بازديد مي كند.
نان سال نماد بركت و روزي صاحب خانه بود و كسي كه نان سال را بزرگ تر و بهتر در سفره داشت، به همان نسبت در طول سال بركت به خانه اش خواهد آمد.
نان ديگري كه پختن آن در شب عيد مرسوم است و مردم سيستان در همه اوقات از آن استفاده مي كنند، قتلمه نام دارد.
در گذشته مردم سيستان انواع قتلمه و سمنو را در روزهاي عيد با خود به زيارتگاه ها مي بردند و از آن هنگام ظهر به جاي ناهار استفاده مي كردند.

در سپيده دم تحويل سال نو؛ براساس يك سنت قديمي ايراني و سيستاني كليه ظروف سفالي كه در عرض يك سال از آنها بهره برداري شده است؛ از كاسه و كوزه شكسته مي شد و تكه پاره هاي آنها برپشت بام جاي مي گرفت يا آنها را بالاي بام مي بردند و همانجا مي شكستند.
اين كار تقدس داشت و معتقد بودند اگر اين كار صورت نگيرد، ارواح پليد كه درون آنها جاي گرفته اند، خانواده و اعضاي آنها را ناخوش و زرد روي مي كنند.

درباره حاجی فیروز و یا عمو نوروز داستانیها مختلفی وجود دارد که در بالا به یکی از انها در قسمت پنجه پرداختیم، اما در اینجا دو داستان دیگر را برایتان بازگو میکنیم:

حاجی فیروز نماد مردم رنج کشیده

پژوهشگر تاریخی می‌گوید: حاجی فیروز نگاهی از ژرفا و عمق دارد و نماینده مردم ستم دیده و رنج کشیده است. «حاجی فیروز» یا «خواجه پیروز» از اینکه در میان مردم صلح و شادی وجود دارد خوشحال می‌شود و با رک گویی، آزادی خواهی، بزله گویی و صفا و صمیمیتی که دارد در میان مردم محبوب واقع شده است. او می‌گوید: در واقع حاجی فیروز تجلی «میر نوروزی»، «کوهسار گلین»، «کوته ورنشین»، «پیر بابو» و «عروس گولی» است زیرا تمام اینها چهره سیاهی داشتند و در طول زمان موجب پیدایش حاجی فیروز شدند.
هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد حاجی فیروز در 200 سال قبل نیز وجود داشته اما در تاریخ اشاراتی به «خواجه پیروز» شده که مشخص نیست این خواجه پیروز چگونه ظاهر و گویشی داشته است. حدادی می‌گوید: در گذشته‌های بسیار دور در ایران مردم افراد سیاه پوست را می‌خریدند (برده داری که از جنوب آفریقا، زنگبار به ایران آورده می‌شد) و به خرید و فروش آنها می‌پرداختند که این افراد سیاه نام‌های بسیار زیبایی بنام الماس، مبارک، یاقوت، جوهر و… داشتند.

عمو فیروز نگهبان آتشکده

عمو فیروز در فرهنگ باستانی ما کشی بود که در آتشکده نگهبان بود و نمی گذاشت آتش خاموش بشود، روی سیاه او به خاطر دود ناشی از آتش بود و او گدا و یا مستمند نبود بلکه با شتاب پیش تر از دیگران می آمد به کوچه و خیابانها و شروع به جار زدن این موضوع میکرد: مردم آگاه باشید که بهار چند روز دیگر فرا میرسد و در واقع نوید بخش آمدن بهار بود.

مردم بخاطر این خبر خوش به او مژدگانی میدادند. لباس قرمز او بخطار این است که در فرهنگ میترایسم، نگهبان آتش لباسی قرمز رنگ داشت. (ناگفته نماند که بسیار از فرهنگ مسیحیت بر گرفته از آیین میترایسم میباشد که میتوانید با کلیک کردن در اینجا بهتر بشناسید)

گاهنامه جشنهای ملی PDF

بیانیه جشنهای ملی  PDF

کتاب انقلاب نوروز ایران نوشته دکتر امیر فصیحی دبیر کل جنبش رنسانس ایرانی، فرزندان فردوسی تئوری میباشد که طی هشت سال تحقیق در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. این تئوری بر پایه فرهنگ ایرانشهری میباشد و نشان میدهد که چگونه میتوان از جشنهای ملی بعنوان ابزاری مناسب و خشونت پرهیز در راستای نافرمانی ها مدنی استفاده کرد تا بتوانیم ایران را به سرمنزل مقصد که همانا آزادی و استقلال میباشد برسانیم.

پیروز باد