سخنی با جوانان کشور از دکتر شیبانی

دکترعبدالحمید شیبانی 

در این نوشته، جنگ روانی در خدمت امپریالیزم، بنیان تفکر و اعتقادات، شکل گرفتن رهبری و همچنین توجه به امور اقتصادی بر پایۀ سیاست مستقل ملی درمقابلۀ با اقتصاد ملانصرالدینی، به صورت بسیار خلاصه یادآور گردیده است .

سه کتاب به نامهای Limit to Growth <محدودیت رشد>، Clash of Civilization  <برخورد تمدنها> و > ١٩٧٢ MIT report to the Club of Rome گزارش سال هزارو نهصد وهفتادو دوی <ام- آی- تی> به کلوب رم< را مطالعه نمائید . این کتابها توسط دانشگاههای <هاروارد> و <ام-آی-تی>انتشار داده شده وحاصل تحقیقات علمی دررشتۀ اقتصاد و روانشناسی جامعه میباشند

در کتاب <محدودیت رشد> مسائل اقتصادی کشورهای صنعتی شده به علت محدود بودن مواد اولیۀ غیر قابل جایگزینی به بحث گرفته شده و آیندۀ تاریک این کشورها ناشی از افزایش سریع مصرف این مواد و همچنین بخاطر مسائل ساختاری اقتصاد این کشورها در پیشگیری از نوسانهای تجاریرا روشن کرده است .

در گزارش <ام – آی – تی> به کلوب رم پیشنهاداتی به منظور عقب انداختن این مشکلات توصیه شده است . یکی از این توصیه ها متوقف کردن توسعۀ اقتصادی دنیا میباشد . با توجه به این که خود این کشورها کشورهای دمکراسی میباشند و دولتهای آنها با وعده و نوید زندگی بهتر به مردم، (حتی به قیمت خون ملیونها افراد کشورهای دیگر) روی کار میآیند و تا کنون تضمین کنندۀ موفقیت آنها نقش تصاعدی اختراعات جدید، در افزایش سطح درآمد ملی بوده است مفهوم واقعی این توصیه این میباشد که توسعۀ اقتصادی جهان سوم باید متوقف شود تا مواد انرژی زا و مواد اولیۀ غیر قابل تجدید، به مدت بیشتری برای کشورهای صنعتی شده باقی بماند .

انتشار این بررسی های علمی، به جنگ روانی بین بلوک شرق و غرب، بعد دیگری اضافه نمود  جنگ روانی به کار گرفته شده پس از جنگ جهانی دوم موجب شده بود امریکا و کشورهای امپریالیستی اروپا از طریق کمک محدود به کشورهای جهان سوم، موقعیت خود در این کشورها را حفظ نمایند . تصمیمات حاصل از تحقیقات منعکس در این کتابها امریکا و کشورهای امپریالیستی اروپا را در مقابلۀ مستقیم و صریح با جهان سوم قرار میدهد . برای این که دست این کشورها در جنایات حاصل از این مقابلۀ امپریالیستی دیده نشود تمام تکنیک های جنگ روانی را به کار برده اند .

اصول جنگ روانی، پیچیدگی زیاد ندارد . اعمال مردم براثر افکار مردم شکل میگیرد . افکار اکثریت مردم جوامع، بر اساس شنیده های آنها شکل میگیرد . رسانه ها شکل دهندۀ افکار مردم میشوند . امریکا و کشورهای بزرگ اروپائی، رسانه های کشور خود را در منحرف کردن افکار جوامع به کار میگیرند و به این منظور، هزینه های خدمات اطلاعاتی و کنترل رسانه ها را افزایش چشمگیر میدهند .

آرزوهای انسان انتها ندارد، امکانات عملی در رسیدن به آرزوها محدودیت دارد . تمایل به آزادی، احترام، مساوات، عدالت، دمکراسی و حکومت مردمی، انگیزۀ همۀ افراد بشر میباشد . مسیر طولانی رسیدن به این آرزوها به ریاکاران امکان میدهد از طریق بزرگنمائی اتهامات مختلف، وسیلۀ ایجاد سوء ظن مردم به سیستم حاکم در کشورهای عقب افتاده را ایجاد کنند و عقب افتادگی ناشی از فقر دانشی این کشورها را به سوء نیت طبقۀ حاکمۀ آنها نسبت دهند .

نیروهای شکل دهندۀ اجتماع، در جهات مختلف عمل مینمایند . بعضی از این نیروها مردم را به هم نزدیک مینمایند و بعضی از این نیروها از قبیل تعصب، مردم را از هم دور میکنند . چون اختلاف نظر در تمام جوامع وجود دارد تأیید نیروهائی که مردم را از هم دور مینماید جلب توجه نمی نماید ولی ابزار مناسبی برای دور کردن مردم از هم به کار میرود .

احتیاج به امنیت و آینده نگری، خصیصۀ انسان میباشد . مذاهب، این خصیصه را به کار گرفته موجودی توهمی را مأمن و تضمین کنندۀ زندگی آیندۀ مردم اعلام نموده و از راه ترور فکر و عقیده، مذهب را به صورت روش عادی زندگی مردم درآورده اند . تقویت مذهب، ایجاد سوءظن نخواهد کرد . ابهامها، تضادها و مطالب غیر واقعی همۀ کتب مذهبی نشان میدهد حقیقتی در مذاهب وجود ندارد و همۀ آنها پس از ایجاد انقلاب، به صورت فرهنگ ترور فکر و عقیده درآمده و پیشرفت تمدن بشر را متوقف نموده اند این امر، در یهودیت، با احکام قتل آخر هریک از ده فرمان یهودا مشخص میباشد، در مسیحیت، با اعلام لازم الاجرا بودن دستورات یهوه، در قتل عام میترائیست ها در سطح اروپا و همچنین قتل افرادی مثل گالیله توسط مسیحیان، مشخص میباشد، و در اسلام، با دستورات جهاد، به صورت هرکس تثلیث میگوید بکشید، هرکس میگوید خدا پسری دارد بکشید، یهودی ها همه را بکشید، هرکس تردید نماید که آیات قرآن نازل شده از طرف خدا میباشد بکشید و هرکس شما را در کشتن این افراد همراهی ننماید بکشید مشخص میباشد . ترور فکر و عقیدۀ مذهبی چون به صورت روش عادی زندگی مردم درآمده است اگر مورد استفاده قرار گیرد بهترین ابزار توقف توسعۀ اقتصادی خواهد بود و تأیید آن ایجاد سؤءظن نخواهد نمود

سکه دو رو دارد . همۀ آرزوها و روشهای عادی زندگی مردم میتواند به صورت ابزار جنگ روانی، در جهت به هم ریختن جوامع و ازبین بردن دستاوردهای فرهنگی آنها به کار رود . در کشور خود شاهد بودیم رسانه های خارجی، افزایش انتظارات مردم و مشکلات ناشی از توسعۀ سریع اقتصادی که به صور مختلف از قبیل هزینۀ جابجائی، تغییر شغل و بهم خوردن ارتباطات سنتی به وجود میآید را وسیله قرار دادند که ضعف تقلیدی بودن دانش و ندانمکاری هیئت حاکمه را به سوء نیت دولت و توجه نداشتن به حال مردم جلوه دهند و با بزرگنمائی این گونه اتهامات، مردم را به ایجاد انقلاب افزایش انتظارات بکشانند . اغراق آمیز کردن عدم آزادی بیان را وسیلۀ حمایت غیر مستقیم از مکتب های تروریستی قرار دادند . به عنوان پی گیری رعایت حقوق بشر، از طریق اغراق آمیز کردن رفتار دستگاه حفظ امنیت کشور، این سازمان را در حفظ امنیت کشور، فلج نمودند و بعد از انقلاب، همۀ جنایاتی که انجام شد به صورت مذهب مردم و فرهنگ ایران به دنیا معرفی نمودند .

این جنایات در کشورهائی مانند عراق، لیبی و سوریه به صورت بسیار فجیع تر در حال انجام میباشد . دمکراسی های متمدن نما به صورت گرگهای در لباس میش، ضمن وعده و نوید فراوان به مردم این کشورها، و نشان دادن دورنمای دمکراسی، به نام برداشتن دیکتاتورهای این کشورها، تمام زیربنای اقتصادی این کشورها را با نیروی نظامی درهم کوبیدند و امام وار، چند دقیقه بعد از انفجار هر بمب، قبل از اینکه مقتولین شناخته شوند، با اعلام مذهب آنها به صورت چند شیعه یا چند سنی کشته شده اند جنگ سنی و شیعه و گروههای مختلف را به راه انداخته اند و در تظاهر به دوستی با آنها اسلحه در اختیار همۀ آنها قرار میدهند که با استفاده از اسلحه، در کشور خود، سیستمی دمکراتیک ایجاد نمایند در لوای آزادی بیان و احترام به مذهب، در سیستم های آموزشی انگلیس، فرانسه، بلژیک و هلند، مسلمان آدمکش تربیت میشود که با استفاده از اسلحه، در کشورهای دیگر حکومت اسلامی به وجود آورند . به عبارت دیگر، دمکراسی های متمدن نما و در رأس آنها امریکا، امپریالیزم نوینی به وجود آورده اند که در کشتار مردم، روی آتیلا، چنگیز و هیتلر را سفید نمایند . سازمان ملل، آمار فراریان از میدانهای جنگهای داخلی را بیست میلیون نفر صورت میدهد . شاید درمورد روسفید کردن هیتلر، اغراق گفته باشم . هیتلر، اروپائیان را در اطاقهای گاز میکشت، اینها فقط مردم خارج از مرزهای اروپا و امریکا که برای آنها درمورد رعایت حقوق بشر، دستور قانونی ندارند یعنی بشر به شمار نمی آیند میکشند، اینها ملیونها زن و کودک را فقط به دست موهبت الهی سرما، گرسنگی، مرض و غرق در دریا سپرده اند .

 تف بر این تمدن، ولی تاریخ به ایجاد امپراطوری دنیائی امریکا و نظم نوین آن افتخار خواهد نمود .

منظورم از بیان این مطالب این میباشد که به مختصرترین صورت، چهرۀ جنگ روانی را نشان دهم . اسیر تبلیغات سیاسی که به صورت ارجحیت نوع رژیم بین جمهوری و سلطنتی در ادارۀ کشور مطرح میشود نباید شد . اسیر تبلیغات سیاسی که به صورت مکتب های کاپیتالیزم، مارکسیزم، سوسیالیزم، نازیسم و انواع ایزم های دیگر بیان میشود نباید شد . اینها همه منعکس کنندۀ نظرات فلسفی دورانهای گذشته میباشند . امروزه، تحقیقات علمی و حسابگری جای نظریات فلسفی را گرفته است . پیگیری دانش و تکنولوژی وسائل رفاه مردم را فراهم آورده است . بدون ریشه کن کردن ترور فکر و عقیده انتظار احترام و رفاه برای انسان نمیتوان داشت

اسیر تبلیغات ما دوست شمائیم آنها دشمن شما میباشند نباید شد . هنگامی که دولتی هدف خود را منافع ملی اعلام میدارد به معنی آنست که انسانیت را در مورد کشورهای دیگر رعایت نمیکند . به وضع امروز خاور میانه نگاه کنید، تنها چیزی که در این کشورها امنیت دارد صدور نفت و منابع زیرزمینی آنها میباشد و تنها چیزی که امنیت ندارد مردم این کشورها و استفاده از این ثروت در سرمایه گذاری به هدف رفاه مردم خود این کشورها میباشد .

در گزارش مورد اشارۀ <ام – آی – تی> به کلوب رم و همچنین به کتاب <برخورد تمدنها> با دقت بیشتر توجه نمائید ملاحظه خواهید نمود که برنامۀ اختصاص دادن منابع انرژی و مواد اولیۀ غیرقابل جایگزینی به امپریالیزم جدید در چهل و پنج سال گذشته قدم به قدم از طریق پشتیبانی از تروریزم مذهبی و ایجاد اختلافات قومی و مذهبی صورت گرفته است . هنگامی که وضع اجتماعی هریک از کشورهای مورد حمله به صورت غیر قابل دفاع درآمده، رسانه های جهانی آنرا دستورات حساب نشدۀ عمر، یا زید معرفی نموده اند . اشتباهی که تکرار شود پشتوانۀ تعمد به دنبال دارد . حساب نشده بودن پیش بینی وقایع بعد از برداشتن دیکتاتورها بسیار حساب شده در ازبین بردن دستاوردهای فرهنگی این کشورها بوده است .

نمیدانم آیا توانسته ام نشان دهم که انتظار چراغ سبز خارجی، ناشی از انحراف اطلاعات سیاسی تحصیل کرده های ایران بوده است .

نمیدانم آیا توانسته ام نشان دهم انتظار توجه دولتهای کشورهای صنعتی شده به حال مردم ایران، در حکم انتظار از گرگ، در محبت کردن به بره میباشد .

نمیدانم آیا توانسته ام نشان دهم اگر پی گیری آرزوها به همراه تفکر علمی حسابگرانه نباشد نه تنها به اسارت در دست امپریالیست ها می انجامد بلکه به اسارت در دست افرادی می انجامد که با قبول تعبد، اجازۀ استفاده از شعور را به خود و به دیگران نمیدهند .

نمیدانم آیا توانسته ام نشان دهم اگر مستند علمی، جایگزین دهانبینی نشود به حرکت در مسیر طوفانهای شکل داده شده توسط سیاستمداران ادامه خواهیم داد .

آیا شرایط امروز کشور ما مستحق مردم کشوری میباشد که پرچمدار علوم دنیا بوده اند .

آیا شرایط امروز کشور ما مستحق مردمی میباشد که پایه گزار انسانیت بوده اند .

چه عواملی دوران شکوفای تاریخ ایران را به وجود آورده است . در این مورد به دو نکته توجه نمائید. یکی شکل گرفتن تفکر و دیگری شکل گرفتن رهبری .

شکل گرفتن تفکر

در دنیائی نا آشنا به دنیا آمده ایم . از طریق حواس پنجگانۀ خویش دیدنیها و وقایعی که در اطراف ما میگذرد تعبیر میکنیم . چون در زندگی اجتماعی به هم متکی میباشیم به نظر و قضاوت دیگران متکی میشویم . عملی که به دنبال واقعه ای پیش میآید به هم مرتبط میکنیم . از تجربیات دیگران پند میگیریم تحول ابزار کار، افکار ما را تغییر میدهد . آشنائی با طرز تفکر دیگران، روی افکار ما اثر میگذارد معلمین، متفکرین و رهبران در شکل گرفتن افکار ما اثر میگذارند و ….. مجموع این اتفاقات، تجارب و تعبیرات، در طول هزاران سال، به طرز تفکر ما شکل داده است . تنوع افکار در جوامع مختلف نشان میدهد مسیر مشخصی برای شکل گرفتن افکار ما وجود ندارد . تنها وجه مشترک افکار ما این میباشد که زنده زندگی میخواهد، در جستجوی رفع احتیاجات زندگی میباشد، مشکل برخورد با خشونت طبیعت را باید حل کند، مشکل برخورد منافع با گروههای دیگر را باید حل کند و روابط اجتماعی را مشخص نماید .

برای هزاران سال، قانون جنگل بر زندگی انسان حاکم بوده و با شکل گرفتن تفکر در حل اینگونه مسائل به شکل گرفتن تمدن منتهی شده، ولی نزاع گروهها و تمدن ها ادامه یافته است . در ایران، شخصی به نام زردشت، پس از ارزیابی افکار مختلف دوران خود، نیروی تضمین کنندۀ بقاء بشر را تشخیص میدهد و توصیه میکند محبت مادری، روابط پدر فرزندی و همکاری اطرافیان، برای مواجهۀ با محیط و تأمین احتیاجات زندگی را که تضمین کنندۀ بقاء انسان بوده اساس روابط اجتماعی خود نیز قرار دهیم . این تفکر است که به صورت شعار پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک به ما دیکته میشود . تعمیم این طرز تفکر در جامعۀ ایرانی، شخصیتی به نام کورش را میپروراند که منشأ ایران بزرگ میشود .

شکل گرفتن رهبری

با اینکه انسان ها تمایلی دارند که خود را مشابه دیگران بدانند و علاقه دارند که با آنان مشابه دیگران رفتار شود، از آنجائی که هنگامی که کاری باید توسط بیش از یک نفر انجام شود، حتی در شرایط بازی کودکان که همه همطراز به بازی شروع میکنند پس از مدتی، شکل گرفتن رهبری و پیروی آشکار میشود . رهبری جامعه از طریق پیشنهاداتی در جهت منافع عمومی مردم و اجرای آن و اعتباری که از این طریق، با رفتار مورد قبول جامعه حاصل میشود شکل میگیرد . این اعتبار که به صورت احترام ظاهر میشود در جهت حفظ نظم و تضمین ثبات اصول فرهنگ جامعه به نسل بعد منتقل میشود . چون جامعه بر اساس اعتماد و در چهارچوب تطابق با محیط شکل میگیرد، نیروهائی که جامعه را شکل میدهد، در جهت یکنواخت کردن انگیزه ها و رفتار مردم عمل میکند . سلسله مراتبی که در اجتماع شکل گرفته برای افراد آن جامعه به صورت طبیعی جلوه مینماید . در ایران، برای بیش از دوهزار و پانصد سال، رهبری به صورت شاهنشاهی، امری طبیعی تلقی میشده است .

همانطوری که عموما کودکان، رویۀ پدر و مادر خود را به طور ناخودآگاه تقلید مینمایند و چون در زندگی اجتماعی به هم متکی میباشیم افراد جامعه، عموما وجدان خود را از طریق کسب تقلیدی ناخود آگاه، از صفات رهبر جامعه به خود میگیرند . به عبارت دیگر، رهبری و صفات رهبر، در زندگی اجتماعی اهمیت پیدا میکند .

متفکرین ایرانی، در جامعه ای با اقوام متعدد، زبانهای متعدد و رسوم و آداب مختلف، در حل مسئلۀ همزیستی چنین جامعه ای دو مشکل داشتند . یکی تضاد نیروها ئی که درجهت یکنواخت کردن انگیزه ها و رفتار مردم عمل مینماید، با نیروهائی که در اثر افزایش دانش جامعه و برخورد با جوامع دیگر، موجب تغییر انگیزه ها و رفتار مردم میشود . نیروهای یکنواخت کردن رفتار مردم، اخلاق جامعه را شکل میدهد و نیروهای موجب تغییر انگیزه ها، گروههای فرعی مذاهب و مسلک ها را به وجود میآورد مسئلۀ مهم دیگر، مسئلۀ تمامیت خواهی مذاهب و مسلک ها و قدرت طلبی رهبران این گروهها و گروههای فرعی آنها که نزاع های تاریخی را به وجود آورده است میباشد . متفکرین ایرانی که فرهنگ ملی ایران را شکل داده اند به منظور حل این مسائل، اصول زیر را پذیرفته اند:

سمبولایز کردن رهبر (شاهنشاه) با صفات اهورائی، درجهت یکنواخت کردن انگیزه ها و رفتار و اخلاق جامعه . (اهورا مزدا را در قالب توهم شیرین پروردگار نیکی ها، و با صفاتی به مردم شناسانده اند که پیروی از آن صفات، سلامت وامنیت جامعه را حفظ نماید)

موروثی کردن شاهنشاهی درجهت ثبات اصول فرهنگ جامعه و پیشگیری از نزاع قدرت طلبان

پذیرفتن رهبر (شاهنشاه) با مقامی بالاتر از کلیۀ رهبران مذهبی و مسلکی، به صورت سایۀ اهورامزدا، به منظور ایجاد قدرت حکمیت پیشگیری کننده از منازعات مذهبی و مسلکی قدرت طلبان .

آزادی مذهب و تفکر، درجهت ایجاد گفتگوی بین متفکرین، با هدف افزایش دانش و تعالی اصول اخلاقی

امروز ممکن است شما را از شعار <چه فرمان یزدان چه فرمان شاه> و یا <بلندتر دانستن نعل اسب الب ارسلان از هفت کرسی فلک> بترسانند و گویندگان این مطالب را چاپلوس وصله گیر معرفی نمایند با کمی فکر متوجه خواهید شد روزی که گویندگان این مطالب، این اظهارات را بیان نموده اند طی مسافت مسافرین، روزی بیش از چهار فرسنگ نبوده است . نقش شاهنشاه در کشوری به طول هزار فرسنگ، فقط نقش سمبولیک، از دید انگیزه، و روابط اجتماعی مسالمت آمیز، و مقابلۀ با حملۀ خارجیان به کشور بوده است . بخصوص امروزه که توسعۀ دانش، تخصص های فراوانی ایجاد نموده که مدیریت، فقط درجهت خواسته های عمومی میتواند عمل نماید ترس از دیکتاتوری، بیمورد میباشد . با پیش آمدن این مطلب، تذکر چند نمونه از کوتاهی های دانشگاه ما، درجهت روشن کردن افکار مردم، بی مناسبت نمیباشد

دانشگاه ایران توانائی نیافت که ترور فکر و عقیدۀ مذاهب را برای مردم روشن نماید .

دانشگاه ایران توانائی نیافت که انشعابات تفکر و نبوغی که متفکرین ایرانی پیرو مکتب های مختلف فلسفی، در بیان نظریات خود به کار برده اند برای مردم روشن نماید .

با اینکه دنیای صنعتی شده، برای یکصد سال بود که وارد مرحلۀ تفکر علمی شده بود، دانشگاه ایران، تحت تأثیر فلاسفه ای بود که سودجوئی را حاکم بر زندگی مردم میدانستند و به تفکر منطقی در شکل گرفتن روابط عمومی توجه نداشتند .

به عبارت دیگر، نسل ما نه از مذهب خود اطلاع کافی داشت، و نه از فرهنگ کشور خود، و نه تسلطی به تفکر علمی یافته بود، بخصوص در مسائل سیاسی . ممکن است تعجب کنید که چه میگویم چون بسیاری از مردم، امور مذهبی را انجام میدادند . زبان ما فارسی بود . ادبیات کلاسیک ایران را به ما درس میدادند . عدۀ زیادی هم تحصیلات عالی دانشگاهی داشتند . بلی، ولی مردم از متن قرآن اطلاع نداشتند و از گفتۀ آخوندهای متعبد یعنی آخوندهائی که پذیرفته بودند که از شعور خود برای فکر کردن استفاده نکنند پیروی میکردند . دانشگاهیان ما به ادبیات کلاسیک ایران و به عرفان ایران افتخار میکردند ولی  لغتنامه های زبان تصوف و اهل عرفان، یا زبان دری را برای مردم باز نکردند . دانشگاه ایران غزلهای افرادی مثل سعدی و حافظ را به زبان فارسی درس میدادند نه به زبان دری . در زبان دری، لغات فارسی به معنی دیگری به کار برده شده است . غزلیاتی که به زبان فارسی، احساسات عاشقانه و شاعرانۀ را منعکس مینماید به زبان دری، مطالب قرآن را به بحث گرفته و بیان کنندۀ نظرات مختلفی در مورد اصول و فروع اسلام میباشد . متفکرین مشهور ایران، مکتب های فلسفی مختلفی را پایه گذارده اند بعضی به ماوراء الطبیعه اعتقاد داشته و بعضی واقع بین بوده اند . جامعۀ ایران، از این مکتب ها بی اطلاع میباشد و آنها را به عنوان شاعر میشناسد .

در این مورد، توضیحی مختصر داده میشود . اعراب به اتکاء مطالب کتابی به ایران حمله نمودند که آن را الهامهای پروردگار جهان میدانستند و فکر میکردند پروردگار جهان، آنچه را بشر از علم لازم دارد به همراه راه زندگی، دیکته فرموده و دستور داده است هرکس این مطالب را نپذیرد و این اعمال را انجام ندهد بکشید و زن و مال و متعلقات او را تصاحب نمائید . متفکرین ایرانی فکر میکردند پروردگار جهان به انسان هوش عطا فرموده، از طریق هوش به او قدرت تشخیص تضادگوئی داده، قدرت تشخیص خوب از بد را داده، او را کنجکاو و جستجوگر آفریده است . پروردگار جهان، اختصاصاتی که به انسان داده که او را از حیوان متمایز مینماید از او نمیگیرد و تعبد را به صورت افساری که به گردن الاغ میاندازند به او تحمیل نمیکند . متفکرین ایرانی، در صفاتی که به پروردگار داده شده و دستورات پروردگار تضاد می بیند . بی نیاز از پرستش، دستور قتل کسی که او را نپرستد نمیدهد . پروردگاری که مقدر و صلاح همه را روز ازل تعیین نموده، به رسول خود تذکر داده تو نمیتوانی کسی را هدایت کنی، تا من کسی را هدایت ننمایم هدایت نخواهد شد دستور نمیدهد که مردم روزی هفده مرتبه پیشانی خود را روی زمین بگذارند و التماس کنند که او را به راه آنهائی که گمراه کرده اند نفرستند . چه کرامتی در این دستور دیده میشود . ادعای بخشندگی و مهربانی از موجودی که حکم عام به قتل میدهد چطور میتوان پذیرفت . ادعای نظام دهندۀ به جهان را چگونه میتوان در مطالبی مانند هرکه را خواهم دهم از هرکه خواهم ستانم هرکه را خواهم بخشم و هرکه را خواهم عقوبت کنم پذیرفت . چه تصوری از عدالت در این بیانات میتوان داشت . و …… بسیاری از تضادهای دیگر .

شرایط ترور فکر و عقیده در محیط اسلامی اجازه نمیداد متفکرین ایرانی به زبان صریح به بیان ده ها تضاد، ابهام و مطالب خلاف حقیقت که ادعا میشد نازل شده از طرف پروردگار جهان میباشد بپردازند . در چنین شرایطی قدرت خلاقیت و نبوغ خود را در ایجاد زبانی به نام زبان دری به کار بردند . در این زبان، از لغات فارسی به معنی دیگری هم استفاده نمودند . غزلیات ایرانی اگر به زبان فارسی خوانده شود احساسات عاشقانه و افکار گویندۀ آن را منعکس مینماید ولی اگر به زبان دری خوانده شود ضمن تمهیدات مختلف، مطالب قرآن را به بحث گرفته، خشونت های قرآن را شدیدا مردود دانسته، تردید خود درمورد اصول و فروع اسلام را اعلام داشته و  مأمن روحی مردم را به طرف خدای جان و خرد، جهت داده و روابط اجتماعی را بر اساس دوستی، محبت و صداقت جهت داده اند .

تکرار کنم، نسل ما با مذهب خود آشنائی عمقی نداشت، با آثار بزرگانی که به علت وجود آنان به ایرانی بودن خود افتخار میکنیم آشنائی عمقی نداشت، تفکر علمی جامعۀ ما هنوز تقلیدی بود، اطلاعات سیاسی جامعۀ ما را غرقاب جنگ روانی به صورت دور از واقعیت شکل داده بود . هنوز هم پس از گذشت چهار دهه، هریک در جهتی دست و پا میزنیم و بیشتر و بیشتر در غرقاب فرو میرویم .

توجه داشته باشید که نیروئی از خارج به کمک شما نخواهد آمد . اجتماع، بدون اعتماد و اتکاء به یکدیگر، و کوشش در جهت مصالح عمومی شکل نخواهد گرفت . رفاه جامعه را فقط از طریق افزایش دانش و بهبود تکنولوژی میتوان افزایش داد . این امر، مستلزم ریشه کن کردن ترور فکر و عقیده میباشد ادبیات کلاسیک ایران، به زبان دری، گنجینۀ بزرگی از انواع تفکر فلسفی دربر دارد . این ادبیات، الهامگر دوران روشنائی اروپا بوده است . آئین جوانمردی مردم ایران را این ادبیات شکل داده است . آیندۀ شما را انگیزه های شما شکل خواهد داد . ارزیابی علمی و واقع بینانۀ طرز تفکر اجدادما، در جهت تشخیص بین توهم و واقعیت، به سرگردانی جامعۀ ایرانی پایان خواهد داد . بازگشت شاهنشاهی به ایران و جدا شدن حکومت ایران از حکومت خلفا را مبارزۀ زیرزمینی با ترور فکر و عقیدۀ مذهبی موجب شده است . اهمیت صفاتی که ادبیات کلاسیک ایران به شاه نسبت داده در مثبت بودن نگاه به زندگی عملی میباشد . جذابیت قهرمانی و مردم پسند آن، واقعیتی است که می ارزد مورد توجه قرار گیرد و نمونه ای برای پرورش انسانهائی مبارز باشد . و می ارزد که هر صدائی که در جهت بازگشت شاهنشاهی ایران و مبارزۀ با ترور فکر و عقیده، و جهت دادن به تفکر علمی بیان شود پشتیبانی شود .

مدیریت جامعه ای پیشرفته توجه به نکات بسیار پیچیده ای دارد که جزئیات آن را متخصصین حرفه های مختلف، در بررسی های مختلف روشن مینمایند . مصالحی که رهبری باید به آن توجه نماید تا مورد تأیید عموم قرار گیرد در چند نکتۀ زیر، خلاصه میشود:  قائل شدن احترام برای انسان، حفظ جان، حفظ مال، حفظ خانواده و پذبرفتن اصل وراثت . نیروئی که موجبات رفاه را برای مردم فراهم میآورد انگیزۀ رقابت بر اساس همکاری در پیشرفت دانش و تکنولوژی میباشد . رقابت بر اساس حسادت، مخرب میباشد . این نکات، در مورد روابط با سایر کشورها نیز مصداق دارد .

به علت علاقۀ همگان به شرکت در مقدرات خود و همچنین واقعیت وجود استعمار سیاه و سرخ، لازم دیده میشود تجزیه و تحلیل علمی کلیۀ کتب مذهبی و مکتب های سیاسی مانند کاپیتالیزم، مارکسیزم، سوسیالیزم و ….  شامل نکات مثبت و منفی هرکدام از آنها جزء تعلیمات رسمی مدارس قرار گیرد تا احساس عمومی، بر اساس تفکر منطقی شکل گیرد و آرزوی دمکراسی به هرج و مرج کشیده نشود .

از آنجائی که رفاه مردم از طریق ادارۀ صحیح اقتصاد جامعه میسر میشود دولت باید با اتخاذ سیاست مستقل ملی به نکات زیر توجه داشته باشد :

کوشش در برپائی و گسترش فعالیت های اقتصادی توسط بخش خصوصی از طریق ایجاد تسهیلات بانکی و بازرگانی، بخصوص پاسداری از امنیت سرمایه و سرمایه گذاری و همچنین توجه به ثبات قوانین مالی و بازرگانی .

کوشش در جهت حمایت از صنایع داخلی تا زمانی که کشورهای صنعتی شده، به شرایط آزادی تجارت (آزادی رفت و آمد کارگر بین کشورها، آزادی دسترسی به سرمایه، فراهم بودن دانش ایجاد صنعت برای همه) بی توجه میباشند .

کوشش در برپائی و گسترش فعالیت های اقتصادی توسط دولت، در مواردی که بخش خصوصی امکان انجام ان را نداشته باشد، به قصد واگذاری آن به بخش خصوصی هنگامی که بهره وری و رقابت آن با محصولات خارجی تضمین شده باشد .

جلب سرمایه گذاری خارجی مشروط به اینکه سرمایۀ ایرانی در چهل و نه درصد آن سرمایه گذاری سهیم باشد و وسیلۀ غارت منابع زیرزمینی کشور نباشد.

کوشش در برپائی و سرمایه گذاری در خارج از کشور به هدف آشنا شدن و استفاده از تکنولوژیهای جدید .

توجه به اصل رقابت در صنایع داخلی .

با توجه به اینکه درآمد از صادرات منابع زیرزمینی ایران به ارز خارجی میباشد که به هرحال به صورت خرید کالا و خدمات از خارج قابل مصرف میباشد و این امر، ایران را به صورت بازار کشورهای صنعتی شده درمیآورد، یعنی میتواند مانعی در ایجاد کار و توسعۀ اقتصادی ایران گردد، تأکید دولت در ایجاد درآمد ارزی باید به نحو حسابگرانه باشد . این درآمدها باید فقط به مصرف برنامه های عمرانی زیربنائی و توسعۀ صنعتی کشور برسد .

عبدالحمید شیبانی

٣/٢٢/٢۰١۶

ایرانشهر رنگی ا